جلیل شهناز را می توان به جرات بنیانگذار سبکی در تارنوازی نامید که در دوران حکومت مکتب تهران بر موسیقی ایرانی، تار ملیح مکتب اصفهان را به اوج شکوفایی خود در پایتخت رساند. دورانی که بعد از تاثیرات استاد وزیری با پیش زمینه بزرگانی چون آقا حسینقلی و درویشخان، قدرت نوازندگی در قوت مضراب و سرعت پنجه خلاصه می شد، نوعی تارنوازی در اصفهان و از خاندان هنر پرور شهناز شروع شد که با نبوغ جلیل شهناز (پسر کوچک خانواده) به اوج زیبایی و شکوه خود رسید.
شهناز تار را به گونه ای معرفی کرد که تکنیک صرفا" منحصر به درابها و ریزهای قوی و نیز پاساژهای سریع خلاصه نمی شد، بلکه مالش، ویبراسیونها (روی سیم و خرک)، پنجه کاری استفاده از تمام قسمتهای مضراب خور تار از خرک تا روی نقاره، اجرا دستگاهها با کوکهای متنوع نیز بخش عمده ای از تکنیک نوازندگی تار را تشکیل می داد. با ملاحظه سطحی بر شیوه نوازندگی استاد شهناز اولین نکته ای که به ذهن متبادر می شود، سادگی و ایجاز جملات و نیز روانی تحریر ها و آواز می باشد ولی با بررسی دقیق و همه جانبه در فن نوازندگی ایشان، سادگی و روانی شکل دیگری برخود می گیرد.
همنوازی جلیل شهناز، جهانگیر ملک و جواد معروفی
به عبارت دیگر نغمات در عین سهولت ظاهری از لحاظ تکنیکی بسیار مشکل و حتی گاهی (در اجرا) غیر ممکن است و این مصداق بارز امری است سهل و ممتنع از اینرو آمیختگی غیر محسوس مفاهیمی چون سهولت و دشواری، ایجاز و پختگی، لطافت و صلابت در تار استاد، باعث شده عده ای ساده انگارانه از کنار عظمت هنر این شهسوار تار عبور کنند و با بکار بردن اصطلاحاتی چون شیرین نوازی، موسیقی عامیانه گلستان همیشه خوش شهناز را در حد گلبنی پنج شش روزه تنزل دهند.
دوران تار نوازی استاد جلیل شهناز را می توان به سه بخش عمده تقسیم کرد: بخش اول زمانی است که استاد در جوانی و در اصفهان خلاقیت و استعداد خود را شهره همگان کرده بود.
برنامه های متعدد به همراه استاد حسن کسائی و با آواز خوانندگان مشهور آن زمان مثل تاج اصفهانی، ادیب، طاهرپور در رادیو اصفهان و اجراهای خصوصی فراوان با این اساتید خود دلیلی بر مدعی است. اصولا" روش نوازندگی استاد در این زمان متاثر از الگوی متداول تارنوازی در آن عصر بوده که البته ایشان این الگو را اندکی با ملاحت اصفهان ادغام کرده بودند.
استاد جلیل شهناز
با سفر استاد به تهران و اقامتشان به عنوان کارمند افتخاری شهرداری بخش دوم از زندگی هنری استاد شروع شد. این زمان مصادف بود با پخش برنامه های تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون که جلیل شهناز از تکنوازان بی بدیل این دوران بودند. امکانات ضبط و استودیو های تازه به خدمت گرفته رادیو تلویزیون این فرصت را به ایشان داد تا بتوانند با پنجه و مضراب سحر آمیز خویش دل هر شنونده و بیننده ای را سحر کنند.
ضبط برنامه های فراوان و نیز کنسرت های مختلف با نوازندگان و خوانندگان معروف آن عصر در تهران حاصل این دوران است.
بطور کلی عوامل محیطی و اجتماعی و نیز همراهی با هنرمندان و بزرگان آن دوران شرایطی را برای استاد رقم زد که تاثیری بس عمیق در شیوه نوازندگی وی ایجاد کرد. در این سالها دیگر آن ریزها، درابها و چهار مضرابهای سرعتی (مانند گذشته) خبری نبود و اینها همه جای خود را به ویبراسیونهای متعدد روی سیم و خرک و نیز مالشها و پنجه کاریهای مسحور کننده و کلا" طمائنینه انتقال فراوان احساسی داده بود. تنوع مضراب در آواز و چهارمضراب، کوکهای بدیع، خلق فی السائه ملودی و استفاده از هزاران هزار نکته و ظرایف تکنیکی در تار که تنها از دست جادویی جلیل شهناز ساخته است از خصوصیات بارز این دوران می باشد. بدون شک همین بخش از زندگی استاد باعث جاودانگی و کمال هنری قله تار ایران گردید.
قطار (بیات ترک - جلیل شهناز و محمد اسماعیلی)
دوران سوم هنری استاد مصادف بود با توقف برنامه های موسیقی رادیو و تلویزیون که پراکندگی اساتید موسیقی را در بر داشت.
اجرای کنسرت با مشکلات فراوان روبرو و به دلیل شرایط اجتماعی حاکم موسیقی ما محدود به آهنگهای انقلابی و میهنی شده بود؛ و این وضع با روحیه تغزلی جلیل شهناز همگونی نداشت؛ خصوصا" جنگ!
با این وجود نمونه هایی که در این دوران مخصوصا" در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 از ایشان سراغ داریم نشان از اوج کمال و پختگی این شاهناز هنر جلیل موسیقی است.
تکنوازی و دونوازی بهمراه تنبک در داخل و خارج از کشور، ضبط کاستهای مختلف چه بصورت تکنوازی یا جواب آواز، کنسرت بهمراه گروه اساتید (گروهی که تمام اعضای آن به معنای واقعی استاد بودند) به سرپرستی استاد فرامرز پایور بخشی از زندگی باشکوه هنری استاد شهناز را در این دوران تشکیل می دهد.
آخرین اجرایی که از استاد شهناز پخش شده مربوط است به همایش چهره های ماندگار و به درخواست دست اندرکاران این برنامه ایشان به نوازندگی پرداختند که با وجود ضعف جسمانی و عدم آمادگی قبلی هنوز نشانه هایی از نبوغ و تسلط ایشان در نوازندگی به چشم می خورد.
آن نه روی است که من وصف جمالش دانم
این حدیث از دگری پرس که من حیرانم

آیین نکوداشت استاد جلیل شهناز و زنده یاد درویش خان - نوازندگان برجسته تار- عصر جمعه باحضور جمعی از بزرگان هنر موسیقی در فرهنگسرای هنر برگزار شد .
این آئین با پخش یک کلیپ از استاد جلیل شهناز آغاز شد و در ادامه مجری جلسه با قرائت غزلی از "نوذر پرنگ" یاد این شاعر تازه از دست رفته را گرامی داشت .
نخستین اجرای موسیقی عصر دیروز به دو نوازی "هوشنگ امیرحشمتی"- نوازنده تارو شاگرد استاد شهناز- و "سعید رودباری"- نوازنده تمبک-در دستگاه سه گاه اختصاص داشت. در ادامه مدیر امور موسیقی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران-طی سخنانی درباره استاد جلیل شهناز گفت : در اوج حکومت مکتب تهران در موسیقی ایرانی جوانی اصفهانی ، برآمده از مکتب اصفهان گوش ها و جان ها را مسحور صدای ساز خود می کند و آن گونه می شود که این هنرمند اصفهانی در عرصه بداهه و بداهه نوازی یکه تاز روزگار خود می شود . بسیاری معتقدند که در دو یا چند نوازی ، استاد جلیل شهناز همواره گامی پیش تر از دیگران بوده است .
سیدعباس سجادی افزود : هنر راهی است که میان برندارد . کسی یک شبه و حتی یک ساله و چند ساله هنرمند نمی شود. معیار در هنر دهه است یا دهه هایی فراوان آن هم با پشتکار و تلاش . عبارات خنده داری چون "آموزش فشرده فلان ساز در 15 جلسه"و "کلاس تضمینی موسیقی در سه ماه"هم خنده دار است و هم گریه آور. امیدوارم که جوانان برومند این سرزمین پیروان راستین بزرگ مردانی چون درویش خان ، استاد جلیل شهناز ، استاد حسن کسایی و استاد محمدرضا شجریان باشند .
اجرای قطعاتی از درویش خان توسط پاشا هنجنی (نی)علی پژوهشگر(بربط) رضادرخشانی (تار) وعلی رحیمی(تمبک)قست دیگری از این برنامه بود تا مقدمه ای شود برای سخنرانی داریوش پیرنیاکان درباره شیوه تار نوازی درویش و استاد جلیل شهناز.
داریوش پیرنیاکان با اشاره به اینکه صحبت ازاین دو مرد (درویش خان و شهناز)کمی دشوار است ، نوآوری را نقطه اشتراک این نوازنده های برجسته تار دانست و خاطر نشان کرد : هم درویش خان ،هم استاد شهناز در دوره خود نوازندگانی بودند که ضمن در نظر گرفتن شیوه پیشینیان شیوه ای جدی را بنیان گذاشتند . درویش خان قالب های موسیقی ایرانی را گسترش داد و باعث تنوع حال ها در آن شد .
وی افزود : امروزه عده ای بر طبل ردیف می کوبند و عده ای به طبل نبودن ردیف که هر دو راه غلط است . ردیف شوه آموزش موسیقی ایرانی است و هرکس بخواهد نوازنده شود باید انرا بیاموزد . در تار نوازی شهناز با توجه به تمام نواندیشی ها یش می توان ردپای ردیف و احاطه ایشان به ردیف را دید همین طور در نوازندگی درویش خان .
این نوازنده تار با اشاره زیبایی در نوازندگی استاد شهناز درباره جمله بندی های موسیقایی وی گفت : جمله بندی استاد شهناز به تمام معنا آوازی است ، انگار که یک خواننده آواز می خواند و شما می توانید دنبالش کنید . نوانس ها در جمله بندی های استاد شهناز کاملا به هم مرتبط است و از قاعده خاصی پیروی می کند که در شنونده اثر بسیاری می گذارد .
وی درباره چهارمضراب های شهناز و جواب آوازهای وی تصریح کرد : اگر چه چهار مضراب های استادان گذشته بسیار با ارزش است اما چهار مضراب های استاد شهناز چیز دیگری است . علاوه بر آن جواب آوازهای شهناز از شاهکارهای جواب آواز در موسیقی ایرانی است . او از تمامی امکانات ساز بهره می گیرد و با قرینه سازی و سوال و جواب های زیبا ، قدرت و تکنیک را در خدمت زیبایی می آورد . من با ساز ایشان به تارنوازی علاقمند شدم و به کارم ادامه دادم .
در ادامه این جلسه پیام صوتی استاد حسن کسایی - نوازنده نی و یار دیرین جلیل شهناز- پخش شد. استاد حسن کسایی گفت : شناخت موسیقی کار هرکسی نیست. همه موسیقی را گوش می دهند و دوست می دارند اما کسی که سره را از ناسره تشخیص بدهد و بتواند درک مقاماتی را که استاد شهناز نواخته اند داشته باشد بسیار نادر است . همه ساز می زنند و همه خوب ساز می زنند ولی قدرت نوازندگی و محفوظات و لحظات موسیقی که آقای شهناز می دانند و اجرا کرده اند،چیزی که در دست همگان باشد نیست . یعنی ردیف موسیقی ایران نیست. قدرت آقای شهناز در جواب دادن و دونوازی خارق العاده است . من 60 سال با ایشان همنوازی کرده ام و ساز بنده با ساز شهناز گره خورده است .
پس از پخش این پیام صوتی "امین عطایی" - نوجوان تار نواز اصفهانی - به همراهی افتخاری سعید رودباری دو نوازی کرد که قدرت نوازندگی او موجب تعجب و تشویق بسیار حاضرین در جلسه شد به نحوی که اکثر اساتید ردیف اول از جمله استاد محمد رضا شجریان،همایون خرم و...اورا در آغوش کشیدند .
بهروز رضوی - مجری ثابت سلسله برنامه های آوای دوست- با ذکر مقدمه ای از سابقه "محمدرضا شجریان درباره حضور در مجالس ، وی را برای سخنرانی و اجرای قطعه ای دعوت کرد .
محمد رضا شجریان با اشاره به اینکه درباره ساز شهناز نمی توان صحبت کرد ، گفت : من با ساز شهناز زندگی می کنم و صدای ساز او در من جاری است . فکر من یک فکر آوازی است و تنها سازی که خاصیت آوازی دارد ساز شهناز است . شهناز برای من دنیای دیگری است و دوست دارم ساز او را به تنهایی بشنوم ، بدون تمبک. تنها حسن کسایی است که در کنار شهناز یگانه است .
وی در ادامه اظهار داشت : صرف نظر از خلاقیت در ابداع موتیف ها و قرینه پردازی ها جمله بندی شهناز استثنایی است و نوانس هایش نت به نت فرق می کند . در هیچ سازی این همه حالت وجود ندارد . باید بگویم که بیش از 60 درصد ساز شهناز در آواز من است و من خودم را شاگرد شهناز می دانم.
سپس محمد رضا شجریان با یادی اززنده یاد استاد تجویدی تصنیف "مرا عاشقی شیدا توکردی" از ساخته های وی با شعر "منیر طه" را برای حاضرین اجرا کرد که با استقبال و تشویق بیش از حد روبرو شد .
در ادامه جلسه علی جهاندار- خواننده - شهرام میرجلالی - نوازنده تار- و بهروز یغمایی - نوازنده تمبک- قطعاتی در دستگاه سه گاه اجرا کردند .
محمد حقوقی - شاعر و منتقدادبی - نیز به ذکر خاطراتی از همنشینی هایش با استاد جلیل شهناز و حسن کسایی پرداخت .
در پایان این مراسم از دکتر محمد سریر(نماینده خانه موسیقی)، یوسف پوریا(تارساز)، علی رستمیان(ناشرآثاراستاد شهناز) ، حسن عسگری(صدابردار موسیقی) ، جهانگیر نصری اشرفی( پژوهشگر و نویسنده) و استاد جلیل شهناز تجلیل به عمل آمد . در همین بخش از امین عطایی نیز تقدیر شد .
منبع : مهر
